گرچه اين مختصر، منحصراً به فعاليت‌هاي پيشرو اختصاص يافته‌، لازم است اضافه شود كه‌ بدترين آثار عربي هم مانند بهترين آنها ترجمه شد، و مقدار چشمگيري از اخترگويي و خرافات‌ عربي به باختر راه يافت‌. معلومات علمي مسلمانان به انحرافات علمي آنان اعتبار بخشيد، و در اكثر موارد اين انحرافات ــ اخترگويي‌، طالع‌بيني و غيره ــ بود كه مورد استقبال مشتاقانه‌ٴ اروپاي‌ باختري قرار گرفت‌. بدين‌ترتيب نيش‌ونوش در آثار عربي با هم درآميخته بود، و اين پيش‌رفت‌ واقعي تمدن را به مقدار زيادي عقب انداخت‌.
بزرگ‌ترين رياضيدان عصر، بهاسكره‌ٴ هندي بود. ممكن بود نام او را به اين عصر اطلاق كنم‌، ولي او بيشتر معرف دو ربع ميانه‌ٴ اين سده بود تا نيمه‌ٴ اول آن‌. كاميابي‌هاي او بيش از آن است كه‌ در اين‌جا بتوان ياد كرد. او روي هم‌رفته اصيل‌ترين و كامل‌ترين رياضيدان عصر بود، ولي‌ بدبختانه اخترشناسي او از زمانه عقب مانده است‌.
مهم‌ترين اثر در زمينه‌ٴ فيزيك ميزان‌الحكمة اثر خازني بود. تعدادي رساله‌ها درباره‌ٴ موسيقي‌ به زبان عربي‌، عبري و لاتيني نوشته شد كه هيچ‌كدام داراي اهميت زيادي نيست‌.
كيمياگري عربي همراه رساله‌هاي اخترگويي به اروپا نفوذ كرد. آگاهي باختر از تقطير ظاهراً مربوط به اين دوره است و يك اكتشاف غربي به‌شمار مي‌رود؛ به هر صورت نخستين متن‌هايي‌ كه از آن بحث مي‌كنند به زبان لاتيني است . عرب‌ها و چينيان هم در مورد اين كشف دعوي‌هايي‌ دارند. دعوي گروه اول منطقي به‌نظر مي‌رسد، چون كيمياگري تجربي را در اسلام دست‌كم تا نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ نهم (رازي‌)، مي‌توان پيگيري كرد، و ممكن است يك سده هم جلوتر باشد (جابربن حيان‌)، ولي هنوز اين دعاوي اثبات نشده است‌. دعوي چينيان بيش از آن‌، مبهم است‌ كه بتوان به حساب آورد. بهترين آثار شيمي به‌وسيله‌ٴ صنعتگراني مانند تئوفيلوس‌، و به‌وسيله‌ٴ داروگران سالرنو نوشته شد. محتمل‌، يا ممكن است كساني از همان قبيل در كشورهاي ديگري‌ مانند چين و هند به تجربه‌هايي دست زده باشند، ولي دراين‌باره اطلاعي نداريم‌، مگر از يكي به‌ نام چوئي ـ چونگ‌.
كتاب جغرافيايي مهمي براي ذكر نيست‌، ولي آثار جهان‌شناسي لاتيني حاوي نقشه‌هاي‌ عجيبي است‌، و بهترين نقشه‌هاي موجود چيني مربوط به همين عصر (1137) است‌. هسوچينگ در 1125، توصيف كشور كره را نوشت‌.
دريانوردان مسلمان در مورد خاور دور، و در غرب تعداد روزافزون زايران‌، كه شرح‌ مشاهداتشان را مي‌نوشتند، معلومات جغرافيايي عملي را فزوني زيادي بخشيدند.
اصلاح سيسترسيني و نبوغ مديريت سوژر موجب بهبود مزرعه‌داري در اروپا شد، در حدي‌ كه مي‌توان از يك رستاخيز واقعي در كشاورزي سخن گفت‌.
معلومات گياه‌شناسي را گياه‌نامه‌نويسان در شرق و غرب فزوني بخشيدند. برخي از